الفيض الكاشاني

438

ترجمة الحقائق ( فارسى )

حركت نمىكند و به مرده نزديك است ، پس نماز كسى كه غافل باشد مگر « 1 » وقت تكبيرْ زنده‌اى خواهد بود كه حركت نكند . فصل [ حيات نماز در شش جمله است ] بدان كه معناهاى باطنى كه به آنها حيات نماز تمام مىشود شش چيز است : حضور قلب و فهميدن و تعظيم نمودن و هيبت داشتن و امّيدوار بودن و حيا نمودن . و مراد از اوّل - كه حضور قلب است - آن است كه فارغ سازد دل را از غير آنچه مباشر آن است و تكلّم به آن مىكند ، پس بايد كه علم به فعل و قول داشته باشد و فكر او در غير اين دو نباشد . و هرگاه فكر او متوجّه غير آنچه مىكند نشود و ذكر آنچه مىكند در دل او باشد و از آن غافل نشود حضور قلب حاصل شده خواهد بود . و بعد از آن فهميدن معناى كلام است . و اين امرى است غير از حضور قلب ، چو بسيار مىباشد كه دل با گفتن لفظ حاضر مىباشد و با معناى آن حاضر نمىباشد . و مراد ما از فهميدن مشتمل بودن قلب است بر علم به معناى لفظ و اين مقامى است كه مردمان در اين به تفاوتند از براى آنكه مردم در فهميدن معناى قرآن و تسبيحات مساوى نيستند . و بسيار معناهاى لطيف مىباشد كه نماز گزارنده در اثناى نماز مىفهمد و پيش از آن در خاطرش خطور نكرده بود . و از اينجا مىتوان دانست كه نماز نهى از قبايح و منكرات مىكند چنانچه در قرآن مجيد وارد شده ، از براى آنكه نماز مىفهماند امورى را كه آنها البتّه مانع قبايح و منكرات مىشوند . و بعد از آن تعظيم است . و اين امرى است وراى حضور قلب و فهميدن ، از براى آنكه گاه مىباشد مردى با كسى خطابى مىكند و دل او حاضر مىباشد و معنا را مىفهمد امّا تعظيم آن كس را نمىكند .

--> ( 1 ) . a + در .